تبليغاتX
رها تر از پرنده خواهم شد

رها تر از پرنده خواهم شد

این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی  دیگر سرنوشت!

  این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق!

به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین؟

سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان؟

چه زیباست لحظه ای که من به سهم خویش رسیده باشم

و تو نیز به آرزوی خود!

چه زیباست لحظه ای که سرنوشت

با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد

چه تلخ است لحظه جدایی ما

و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما

این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ...

 و آن سوی زندگی  یک علامت سوال؟

 در آخر قصه من و تو دیده می شود!
آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم؟

 سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد؟

ای سرنوشت تو دیگر سر به سر این دل بی طاقت ما نگذار

 و بگذار بعد از این همه غم و غصه  

و اینهمه انتظار به آنچه که میخواهیم برسیم

 و عاقبت همدیگر را در آغوش خود بفشاریم!

این سوی زندگی دو چشم خیس است و یک دنیا آرزو در دل

  آن سوی زندگی یک سرنوشت است و یک عالم بی خیالی!

ما را رها کن از این انتظار تلخ ای سرنوشت!
آنان که میخواهند عشق را تجربه کنند

باید  بدانند یک عاشق چرا مجنون است؟

 و یک معشوق چرا همیشه گریان؟

آری سرنوشت آنها همین است

 غم و غصه در لحظه های عاشقی!

 و آخر سر نمی دانم ...

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390 19:29 توسط ravii |


 

امروز به دنبال نگاهت کدامین کوچه خاطره ها را ورق زنم ؟

کدامین حرفت را بر روی لبانم جاری سازم و با خود زمزمه کنم ؟

انتظار زیادی است که تو را در کنار خود می خواهم نه در خاطره هایم ؟

نمی دانم فردا باید کدامین کوچه خاطره را ورق زنم ؟

ولی آرزو می کنم کنارم باشی و کوچه خاطره ها به پایان رسد

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 8:41 توسط ravii |


منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

 

  در چشمانت خیره شوم دوستت دارم

 

را بر لبانم جاری کنم

 

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

 

  سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....

 

 از داشتن تو...اشک شوق ریزم

 

   منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

 

     بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

 

 وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

 

  اری من تورا دوست دارم

 

 وعاشقانه تو را می ستایم

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388 16:42 توسط ravii |


کاش وقتي زندگي فرصت دهد

 


گاهي از پروانه ها يادي کنيم

 


کاش بخشي از زمان خويش را

 


وقف قسمت کردن شادي کنيم

 


کاش گاهي در مسير زندگي

 


 

باري از دوش نگاهي کم کنيم

 


فاصله هاي ميان خويش را

 


با خطوط دوستي مبهم کنيم

 


کاش وقتي آرزويي ميکنيم

 


از دل شفاف مان هم رد شود

 


مرغ آمين هم از آنجا بگذرد

 


حرف هاي قلبمان را بشنود

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388 16:31 توسط ravii |


ساده تر از همیشه ، دل و زدم به دریا

میخوام که با تو باشم ، حتی تو خواب و رویا

این دفعه با تو هستم ، که با تو هم صدا شم

تو هم اسیر من باش ، نذار ازت جدا شم...

                                                   نذار ازت جدا شم...

                                                                         نذار ازت جدا شم...

من اومدم که با تو ، شعر سفر بسازم

مثل روزای اول ، دوباره دل ببازم

بریم یه جا که از ما ، کسی خبر نگیره

کوله ی راه و بردار ، بریم که خیلی دیره

 

ستاره رو نشون کن ، به یاد روز پرواز

روزی که با تو هستم ، که با تو میشه آغاز

پیرهن ماه و تن کن ، طعنه بزن به خورشید

قیامتی به پا کن ، اگه نگاتو دزدید

ساده تر از همیشه ، دل و زدم به دریا

میخوام که با تو باشم ، حتی تو خواب و رویا

این دفعه با تو هستم ، که با تو هم صدا شم

تو هم اسیر من باش ، نذار ازت جدا شم...

                                                   نذار ازت جدا شم...

                                                                         نذار ازت جدا شم...

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388 19:25 توسط ravii |


تقدیم به همه کسم(مجتبی)

 

         می گی عاشقم شدی خدا کنه            کی دلش میاد با تو بد تا کنه؟

 

         بس که اون چشمای تو مهربونه          کی دلش میاد تو رو برنجونه؟

 

          کی دلش میاد که تنهات بذاره               کی میتونه بگه دوستت نداره؟

 

          توی این شبهای بارونی و خیس           کی میتونه بگه دلتنگ تو نیست؟

 

           بس که چشمای تو پاک و روشنه         کی دلش میاد ازت دل بکنه؟

 

                              دوستت دارم مجتبی جونم 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 20:13 توسط ravii |


سلام دوستای گلم

 

من اومدم تو وبتون تبریک عید و گذاشتم

 

شاید نتونم تا بعد عید اپ کنم

 

ولی میام و به وبم سر میزنم و نظرات قشنگتونو میخونم

 

عیدو پیشاپیش به همتون مخصوصا مجتبی جونم تبریک میگم

 

امسال اولین ساله که همدیگرو داریم

 

امیدوارم سال بعد باهم سفره هفت سین بچینیم و سر سفره با هم و در کنار هم باشیم

 

مجتبی جونم دوست دارم

 

برامون دعا کنین

 

عید همتون مبارک باشه

 

امیدوارم سال بعد یکی از بهترین سالهای عمرتون باشه

 

عید همتون مبارک

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 16:6 توسط ravii |


 

چه قدر حقيرند

 مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ،

 

نه اراده‌ي دوست نداشتن ،

 

نه لياقت دوست داشته شدن

 

و نه متانت دوست نداشتن

 

و با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387 21:47 توسط ravii |


روزی با خودم فکر کردم

 اگر او را با غریبه ای ببینم

 شهر را به آتش خواهم کشید

ولي امروز حاضر نیستم

حتی کبریتی روشن کنم

 تا ببینم او کجاست

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387 10:18 توسط ravii


چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک

بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک

گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن

نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه یِ هستیِِ من

دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی

گل ،باشی،که در جمعِ یاران نشینی،در عالم،به جز روی شادی نبینی

سلام دوستا گلم

میدونین امروز چه خبره؟؟؟!!!!!!!

اره دیگه از متن بالایی معلوم بود که چه خبره

تولده  ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

حالا اگه گفتین تولده کیه؟؟؟!!!!!!!

تولد یکی از بهترین وبلاگ نویسا و ..............

و رو نمیگم برین  از خودش بپرسین

بگم کیه؟؟!پ

 بگم؟؟!

کسی نیست جزمجتبی اندامی

ادرس وبشم اینه حتما برین و بهش تبریک بگین

 http://www.sokoutetanhaye.blogfa.com/

          

 

من از همین جا برات ارزوی بهترین ها رو دارم

تحفه ای یافت نکردم که فدای تو کنم یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو

                  

اینم کیک تولدت که دوستان زحمت اوردنشو کشیدن

 

                   

فووووووووت .... فوووووووت ..... فووووووووت ... 

 بیا شعما رو فوت کن !!! تولدت مبارک !!!

هرسال وقتي 15دي میشه هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن از خودم مي پرسيدم چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟

تازه امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه .... تولدت مبارک

          

            تولدت مبارک

این دسته گل هارو هم از طرف من قبول کن

میدونم توشایسته بهترین ها هستی و اینا کمه

     

 تو و و و و لدد د د د د دت مبا ا ا ا ا ا ا ا رک ک ک ک ک ک

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387 10:2 توسط ravii |


روزی که عشق را قسمت کردند

پروانه را به تو دادند                       قفس را به من  .      

ساز را به تو دادند                         غم را به من .

و من تشنه ی کویر . دشت . و  بارانم.

 مانند طایفه خاک میمانم  . 

 و دشمن لحظه های زیبای من.

هر شب این ساز را به بهانه تو به صدا در می اورد......................

نتونستم یه اپ شاد بکنم

شرمنده.................................................

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387 10:17 توسط ravii |


یه جایی برا تنهاییام  میخوام

یه شونه خالی واسه گریه هام میخوام

یه شونه خالی هم واسه بی کسیم میخوام

یه دل صاف واسه تنم میخوام

یه امید واسه نا امیدی هام میخوام

یه ارزوی شدنی واسه ارزو های نشدنیم میخوام

یه حرف واسه سکوتم میخوام

یه لبخند برا صورتم میخوام

یه چشم میخوام که انتظار نداشته باشه

یه عشق میخوام که پایان نداشته باشه

یه گل میخوام که عمرش کوتاه نباشه

یه یخ میخوام که اب نشه

و در اخرم یه شب میخوام که صبح نداشته باشه

میشه بگین چطوری میتونم اینارو پیدا کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 19:21 توسط ravii |


اگه براي رفتنت ثانيه ها رو ميشمری     اگه هنوزم بابت گذشته ها تو دلخوری

اگه ميخوای نگاهتو از زندگيم دور بكنی     بازم برای هوسات ميخوای بهونه جور كنی

خوبی كن ونگو زعشق،از اون چشای پر اميد     اين كارا مال بچه هاست، قصه ما به سر رسيد

دوست داشتنات شعاره و مهربونيت لحظه ايه     هركاری ميخوای ميكنی،دليلت هم جوونيه

حالا چشای خوشگلت آينهٔ غریبه هاست     میخواستم اون نگاهتو،اما نفهمیدم کجاست

اون روزا یادم نمیره،براى من رقیب نبود     چه زود فروختى قلبمو به چهرهٔ یه بى وجود

حرمت اون نون و نمک،حرمت اون رفاقتا     شکسته شد به راحتى با حرفاى یه بى حیا

از اون کلام آخرت که قلبمو میسوزونه     از ته دل ناراضى ام،خدا خودش خوب میدونه

با اون کلام آخرى آتیش به جون من زدی     اون نونى رو که میخوری ، بدون تو خون من زدی 

این شعر توسط محسن....(عزراییل) گفته شده توصیه میکنم بهش سر بزنین و

مطالب جالبی که از خودشه

رو  بخونین مطمعنا  لذت میبرین . 

http://www.salam-ezraeel.blogfa.com/

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387 11:45 توسط ravii |


حرفهای ما هنوز ناتمام است      تا نگاه میکنی وقت رفتن است 

                      باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه با خبر شوی          لحظه عزیمت تو نا گزیر میشود

                       ای.. ای دریغ و حسرت همیشگی

                         نا گهان چقدر زود دیر میشود

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 11:40 توسط ravii |


بار خدايا اگر بخواهي از ما بگذري
از فضل و احسان توست و اگر بخواهي ما
 را به كيفر رساني از عدل و دادگري توست
پس به نعمت خود بخششت را بر ما
آسان فرما  و با گذشتت ما را از كيفرت
رهايي  ده زيرا ما را توانايي دادگري تو نيست
و بي عفو و بخششت هيچ يك از ما را  رهايي نه
اي بي نياز بي نيازان  اينك ما بندگان
تو در اختيار توايم ومن
نيازمندترين نيازمندان به توام
پس به بي نيازي و عطاي خويش نيازمندي
ما را بر طرف فرما و ما را
به باز داشتن خود نوميد مگردان

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387 10:42 توسط ravii |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

حرفهای ما هنوز ناتمام است
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو نا گزیر میشود
ای.. ای دریغ و حسرت همیشگی
نا گهان چقدر زود دیر میشود


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته دوم شهریور 1390

هفته سوم خرداد 1389
هفته دوم اسفند 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل مرداد 1387


آرشیو موضوعی

خاطرات خودم

نویسندگان

ravii



پیوندها

زمزمه های تنهایی--(مجتبی عشقم)
من و خدا--(معصومه)
خورشيد خانوم
خاطرات دوران دانشجویی--(ارزو)
هر چه میخواهد دل تنگت--(انیا خواهر و دوست یک یه دونم)
(عروسکم ، عاشق )--(عاشق)
اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست--(اقا وحید)
شعرهای من--(راحله جون)
(¯`•گلنوش•´¯)
کاغذ پاره--(خاله سوسکه)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin